[ مترسگ ]

 

 

عمریست؛

رقیبان سیه روی را

می ترسانم و خود

هیچکاره ی مزرعه ام....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 11 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهديه عباس پور

خود هیچکاره ی مزرعه ام... خود هیچکاره ی مزرعه ام... خود هیچکاره ی مزرعه ام...

يادم نمياد

بلاخره تونستم اينجا رو باز کنم. مرسی دوست ددارم. ميدونی که هنوز دوست دارم. يادمه که هميشه دوستم داری

شيدا

می دونی امشب داشتم به اين فکر می کردم که تو ۱ سال و ۱۱ ماه و ۱ روز از من بزرگتری و من چه قدر در مقابل تو بی ادب بودم!

شيدا

بعد اين که به اين فکر کردم چرا کامنت نمی ذاری بعد يادم اومد که خودم بهت گفتم نذار!!!! خداييش راحتت کردم...

شيدا

بعد به اين فکر کردم يه زمانی تو چه عالمی سير می کرديم٬ واقعا پرواز خيال بود.

شيدا

بعد به اين فکر کردم احتمالا تا دنيا دنياست تو با سياست رو اعصاب من راه می ری و منه ساده هم هی داد می زنم !!!!

شيدا

بعدش خودم رو لبه ی يه پرتگاه ديدم که دارم فرياد می کشم رفيق روزان روشن رهايی من.........ستاره ها را صدا بزن دلم گرفته! من اصلا دلم گرفته نيست ولی دلم هوای يه چيزی رو کرده که خودم هم نمی دونم چيه!

شيدا

بعدش هم به اين فکر کردم که چه قدر دلم می خواد لينک وبلاگ من رو از تو وبلاگت برداری!

شيدا

بعدش هم به این کردم که من و تو از بد شانسي هر دومون تا هميشه واسه هم بالش و چايی کيسه ای باقی می مونيم!به هر حال زندگی ناهنجاری داره!!!!!!!!عزيزم!!!!!۰-۱ به نفعه من!

يگانه * خواب گريز *

سلام ..