[ زنگ انشا ۲ ]

 


به نام خدا

   موضوع: فصل زمستان را توصیف کنید.

   زمستان یک فصلی هست که بعد از فصل پاییز است. در زمستان روی درختها برف می ریزد. وقتی که برف باریدن تمام می شود ما می توانیم در زیر درخت برویم و آن را تکان تکان بدهیم تا دوباره برف ببارد. من این کار را دوست می دارم. مادر من این کار را دوست نمی دارد. چون هروقت من این کار را می کنم مادرم من را کتک می زند و می گوید "توله سگ! این کارو نکن. سرما می خوری پول نداریم ببریمت دکتر." ولی من این کار را می کنم. مادرم برای اینکه من درختها را تکان تکان می دهم من را کتک می زند. مادر من زن مهربانی است. من او را دوست می دارم. او برای درختها که تکان تکان می دهم دلش می سوزد و من را کتک می زند. خانم معلم ما زن چاقی است و در او پستانهای بزرگی هست. او می گوید درختها در فصل زمستان خوابیده اند و دوباره در فصل بهار بیدار شدند. زمستان یک فصلی هست که در آن هوا سرد بوده است. ما در خانه بخاری داریم ولی آن کار نمی کند. ما باید در آن نفت بریزیم ولی پدرم این کار را نمی کند. او می گوید در خانه برای نفت خریدن ما پول نداریم. یک شب که خیلی در آن سردم بود از رختخوابم بلند شدم و به نزد پدرم رفتم و او را با سرعت تکان تکان دادم تا بیدارش کنم و به او بگویم که سردم بوده است. وقتی او را بیدار کردم او من را کتک زد و من در زیر پتوی خودم رفتم و گریه کردم. در زمستان باران هم می بارد و روی زمین جمع می شود. در کفشهای من دو سولاخ بزرگ دارد و یک سولاخ کوچک هم هست و در آنها آب فرو می رود. همیشه پاهای من در زمستان یخ زده بوده است. در زمستان ممکن است مردم بمیرند. در پارسال یکی از همسایه های ما از سرما مرد. آنها بخاری نداشته اند. ما بخاری داریم ولی کار نمی کند. بخاری خیلی چیز خوبی است و در زمستان برای ما خیلی لازم داریم. در زمستان پرنده های قشنگ به مسافرت می روند و کلاغ می آید. کلاغ قارقار می کند. آنها برای درختها لالایی می گویند وگرنه درختها خوابشان نمی توانند ببرد. وقتی درختها در خواب هستند پدرم شاخه های آنها را میبرد. او می گوید آنها در خواب هستند و دردشان نمی کند. من یک برادر کوچک دارم. اسم او غزنفر است اما اسم من رحیم است. وقتی او در بعد از ظهر خواب بود من در آشپزخانه رفتم و یک چاقو آوردم و با آن دست برادرم را بریدم. ولی او بیدار شد و گریه کرد و من فرار کردم. وقتی شب شد پدرم از کار آمد و برادر کوچکم چقلی مرا کرد و پدرم هم من را بسیار کتک زد. من در زمستان آدم برفی درست کرده ام. مــن در حیات آدم برفی درست کرده ام. آدم برفی من هیچوقت دماق ندارد. آدم برفی من نمی تواند نفس بکشد و زود می میرد. من در کارتن دیده ام که دماق آدم برفی از هویج است. مادرم به من هویج نداده است. ولی یک بار من در آشپزخانه رفتم و یک دانه هویج که داشتیم دزدیدم و آن را دماق آدم برفی کردم و او توانست که نفس بکشد و خیلی خوشحال شد. وقتی مادرم فهمید خیلی مرا کتک زد. من در فصل زمستان خیلی بیشتر کتک می خورم و نمی دانم چرا اينجوری است. من فصل زمستان را دوست می دارم. این بود انشای من.

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
مهديه عباس پور

يادم نمياد

هنوز پستتو نخوندم. اما ميتونم بگم منم فصل زمستونو دوست دارم. ۱ چون وسط وسطش یکی اومد که اول و آخر دنیای من شد ۲ چون يه روز تو زمستون يکی اومد و يه روز ديگه ای رفت

شیدا

یه پشه کوره امشب کلی بهت فاز داد، زمستون خوبه چون که تولده مامان و بابامه، با پستت دلم گرفت می دونم چی می خوای جوابم رو بدی می خوای بگی تو فقط یک دقیقه دلت می گیره بعدش هم یادت می ره، اصلا من دوست دارم خارج بزنم

شیدا

جدیدا تحمل کردن همدیگه کار ساده تری شده چون نه تو روی اعصاب من راه می ری نه من روی اعصاب تو

ایلیا

چقدر ما خوشبختیم

يادم نمياد

مهربونم. مرد. مرد. می دونی کی؟ مادر همون دختری که بدون مادرش می مرد. مادر همون دختر معلول ذهنی. مرد. کلی به جون خدا نق زدم . چرا اون. اين همه آدم اضافی تو دنيا هست. اين همه آدم که می خوان بميرن. چرا اون؟ مهربون حالا اون دختره چی ميشه؟ کی براش هر چی ميخواد ميخره؟ کی موهاشو شونه کنه. ناخن هاشو لاک بزنه؟ من يه بار موهاشو براش درست کردم . ناخن هاشو لاک زدم. می خواست بره مهمونی. اينقدر ذوق کرد. با يه لهجه ي کوچولوی اصفهانی ازم تشکر کرد..رفت سریع نشون مامانش داد. باورم نمیشه

یگانه * خواب گریز *

سلام دو شب پیش دوباره همون فیلم تاریکی ‌‌Black از تلویزیون پخش شد .. نشستم و یه بار دیگه از اول تا آخرش رو دیدم .. فقط تونستم کلی امیدوار باشم و شاید دعا کنم ، که کاش شما هم ببینین .. یه مدتی نبودم .. ولی اینجا هستم ، همیشه ../ خوب باشین ..

یگانه * خواب گریز *

همین الان دیدم ! تکرار همین فیلمی که این پایین نوشتم (!) ، بامداد روز جمعه ۱۹ مرداد ، ۲۰ دقیقه مونده به یک صبح ، از شبکه تهران .. کاش بتونین ببینین .. از این که خوشتون خواهد اومد ، تقریبا مطمئنم ..