[ ... تا تو... ]

 

 

 


۳

 

 

 

 


 

/ 9 نظر / 11 بازدید
شيدا

ببين من خواستم ازت بپرسم بعد کامنت بذارم که بعد نگن کامنت بی ربط گذاشته ولی نشد.... خوب ۳؟ سه سيب؟ سه قدم؟ سه روز؟

شيدا

تا تو؟ ۳؟ قدم؟نگاه؟ چی آخه؟ من فقط می دونم منظورت ۳ گزينه نبوده چون ما فقط ۴ گزينه ای داريم٬ شايد هم ديگه ۴ گزينه ای می بينم

شيدا

به نظر تو ما چرا حتما بايد دعوا کنيم؟ تو روی اعصاب من راه می ری يا من اعصابم رو می ذارم زير پای تو؟ احتمالا تو روی اعصاب من راه می ری

شيدا

تو عمودی شدی و من افقی تا همديگه رو قطع نکنيم راحت نمی شيم....

شيدا

من دارم خودمو تهی می کنم پوچ تو خالی٬ من برای خالی کردن خودم اين قدر بالا آوردم که ديگه نايی نمونده من با خر بودن خودم سرخوشم ترجيح می دم نفهمم

شيدا

ماه گردالی چه به فنجان خالی؟ جلاد شده ام بس که تيغ خورده ام.........

شيدا

الان سبکم٬ سبک٬ من همه ی شيدا رو بالا آوردم الان ديگه شايدم بالاخره جدی جدی تبديل به شايدم کردی با تمام خنده هام خيلی واسم سنگين بود٬ آخرين تيرت به هدف خورد من يه شايدم....شايد .....شايد......

شيدا

رفيق روزان روشنايی من٬ بيگانگی ام را به دل نگير ٬ من شايد هستم٬ شيدای کوچک؟!!!! ....من شايد هستم.....

شيدا

ازت متنـــــــــــــــــــــــفــــــــرم٬ تنـــــفــــــــــــــــــــــــر!